السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)
114
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)
همان پسر « منزلة » حوريهء بهشتى است كه آدم ( ع ) به فرمان خداوند او را به ازدواج فرزندش شيث درآورد . [ 1 ] « ابو حمزه ثمالى » گويد : شنيدم كه على بن الحسين ( ع ) با مردى از قريش اين گونه سخن مىراند : آدم ( ع ) هنگامى كه توبهاش مورد قبول واقع شد در روى زمين به مضاجعت با حواء پرداخت و او محرمات الهى را بسيار پاس مىداشت و به اينجهت آن دو براى نزديكى كردن با يكديگر از محدوده حرم خارج مىشدند و بعد از غسل مجدداً به درون حرم و بيت اللّه پاى مىنهادند . آدم از حواء صاحب بيست پسر و بيست دختر شد و در هر بار زايمان حواء صاحب 2 فرزند پسر و دختر مىشد ، اولين فرزند پسر او « هابيل » بود كه به همراه دخترى بنام « اقليما » متولد شد و در زايمان دوم صاحب پسرى بنام « قابيل » و دختركى بنام « لوذا » شد ، لوذا زيباترين دختران آدم بود بطوريكه پدرش دائما در مورد او احساس خطر مىكرد و بدين خاطر تصميم گرفت تا او را به ازدواج هابيل و اقليما را به ازدواج قابيل درآورد . قابيل از اين رأى پدر در آشفت و با اعتراض گفت : چگونه است كه مرا به ازدواج اقليما خواهر زشت چهره هابيل درمىآورى و لوذا خواهر زيباى مرا به ازدواج هابيل [ 2 ] آدم تصميم گرفت بين آنها قرعه بياندازد و نتيجه قرعه همان نظريهء اول آدم بود بدين ترتيب قرعهء هابيل بنام لوذا و قرعه قابيل به نام اقليما افتاد . بعد از اين جريان بود كه خداوند ازدواج با خواهران را حرام نمود . در اينجا آن مرد قريشى پرسيد پس فرزندان آنها چگونه با يكديگر ازدواج كردند ؟ و اگر اينطور باشد مجوسيان نيز اين گونه رفتار مىكنند ! على بن الحسين ( ع ) در پاسخ فرمودند : مجوسيان اين كار را بعد از تحريم از جانب خداوند انجام دادند و تو نبايد منكر خلقت خداوند باشى چرا كه حواء نيز از آدم بوجود آمد و بر او حلال شمرده شد و مسألهء تحريم نكاح با محارم بعد از آن مقرر گشت . [ 3 ] البته بايد حديث مذكور را حمل بر تقيه كرد چرا كه راى متداول در ميان عامه
--> انوش مىدانند . اثبان الوصيه - ص 9 [ 1 ] امالى صدوق - ص 328 [ 2 ] پاراگراف آخر از سطر هفتم از ص 74 عربى به اين صورت صحيح است : « و تنكح هابيل اختى الجميلة » و واژه قابيل در آن متن اشتباه است . ( مترجم ) [ 3 ] احتجاج - ص 314